بی تو میمیرم
بی تو دلم هميشه تنگ است
بی تودنيا برايم سوت و كوراست
بی تو شبم بی مهتاب است
بی تو ستاره آسمان تاريك دلم خاموش است
بی تو زندگی بی مفهوم است
بی تو عشق و عاشقی در دلم دوراست
بی تو هوای دلم هميشه ابری است
آسمان چشمانم هميشه بارانی است
بی تو زندگی برايم عذاب است
گلهای باغ دلم همه خشك و بی جان است
بی تو دريای دلم كويری تشنه و خشك است
آسمان آبی قلبم تيره و تاراست
بی تو عشق از خانه دلم فراری است
و طاغچه خانه دل هميشه خالی است
بی تو آرزويی ندارم در دلم
و تنها آرزويم از خدای خويش بودنت در كنارم است
بی تو غروب ها برايم جهنم واقعی است
و سحرگاه طلوع خورشيد دلم خيالی است
بی تو مجنونم ، بی تو موجودی پوچم
بی تو جاده زندگی ام بن بست است
و پرنده های آشيانه قلبم همه بی آوازهستند
بی تو وجودم در اين دنيا بی ارزش است
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 23:32 توسط نرگس و مهدی
|
ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد